|
دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدن
دسـت دل در دامـن آل عـبـا بـایــد زدن
نـقـش حـب خـانـدان بر لوح جـان باید
مُهر مِـهـر حـیدری بر دل چو ما باید زدن
دم مزن با هر که او بیگانه باشد از علی
گـر نفـس خواهـی زدن با آشـنا باد زدن 1
از مطالعه و پزوهش در آثار شاه نعمت الله ولی عشق بی پایان وی به اهل بیت و دوازده امام و ترغیب پیروان خویش به اعتصام به ولایت چهارده معصوم آشکار می گردد . شاه نعمت الله با بیان صریح مطالبی از این قبیل :
بی ولای آن ولی لاف از ولایت می زنی
لـاف را بـایـد دانـی از کـجـا بـایـد زدن
مـا لـوایـی از ولـای آن ولـی افـراشـتیـم
طـبـل در زیـر گـلـیـم آخـر چـرا باید زدن 2
به دو نکته اشاره اشاره می نمایند :
الف – کسانی که خود را پیرو مکتب تصوف و عرفان می شمارند به ولایت علی مرتضی متمسک و مستمسکند ، زیرا بدون ولای یعلی ولایت مفهوم و معنائی ندارد :
هر کسی را امام و راهبری است
رهـبـر جـان مـا عــلـی ولـی 3
ب – آن که تا زمان شاه نعمت الله صوفیان حقیقی علی رغم ارادتی که به علی (ع) و چهارده معصوم داشتند ، از روی تقیه این مطلب را می پوشانند و برای نخستین بار شاه نعمت الله تصمیم به آشکار کردن این اصل محوری اعتقادات صوفیانه گرفت و پرچم ولایت علی را بر افراشت و دوران نواختن طبل در زیر گلیم یعنی تقیه و مخفی کردن اعتقادات قلبی را سپری دانست .شاه نعمت الله در آثار خویش اصرار بر این نکته دارد که تصوف بدون ولایت معنی ندارد و ولایت چیزی جز ارادت به چهارده معصوم نیست.
ســـــــید اولیــــــا عـــــــلی ولـی
آن که عالم تن است و او جان است
گر چه من جان عالمش گفــتم
غلطی گفته ام که جانان است
بی ولای عــلی ولی نـشـوی
گر تو را صد هزار برهان است
......................................
.....................................
واجب است انـــقیاد او بر مــا
خدمت ما به قدر امکان است
دوســتی رســول و آل رسول
نزد مـــومن کمال ایمان است
باطنا شمس و ظاهرا ماه است
نور هر دو به خلق تابان است
رو رضای عـــــلی به دست آور
گر تو را اشتیاق رضوان است 4
1- دیوان شاه نعمت الله ولی ، با مقدمه سعید نفیسی ، انتشارات باران ، قصاید ، ص 27
2- همان قصاید ، ص 28
3- همان قصاید ، ص 33
4- همان قصاید ، ص 5
|