تبليغاتX
خورشید حق
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

  وضعيت در ياهو



گالری
گالری تصاویر 1
گالری تصاویر 2

موضوعات
غزل درویشان فیلسوف شرق
غزل درویشان حضرت سعدی
غزل درویشان حضرت حافظ
رویه عملی سلسله نعمت اللهی
تقویم تصویری ارتحال بزرگان
به یاد محبوب

 

نظریه برخی علما در مورد تصوف
آیت الله سید علی آقای قاضی
علامه ابوالحسن شعرانی
علامه طباطبائی
امام خمینی
مجلسی ها

 

نظر سنجی


ای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده اند

هو

121

             روندگان طریقت ره بلا سپرند   **   رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز

باز هم تیغ تیز فیلترینگ برای چندمین بار وبلاگهای فقرای سلسله نعمت اللهی را مورد تهاجم قرار داد بايد اين نکته را باز متذکر شد که مخالفان عرفان و تصوف تا چه حد از وبلاگ هاي اين سلسله نظير خورشيد حق ، صلح کل و .. واهمه و ترس دارند که هر چند ماه يکبار بوسیله تيغ تيز فيلترينگ مورد تهاجم قرار میدهند اما این بار نکته قابل توجه ، فیلتر کردن وبلاگ خورشید حق 2 به آدرس : www.khorshidehagh2.blogfa.com است  وبلاگ مذکور مدت زیادی است که به آدرس جدید منتقل شده بود و فاقد هر گونه مطلب عرفانی و .. است این نشان دهنده ترس و واهمه مخالفین حتی از نام وبلاگ های این سلسله میباشد

مخالفین و معاندین بدانند و آگاه باشند که اگر باز هم خورشید حق را مورد تهاجم قرار دهند

 خورشید حق دیگری در جائی دیگر طلوع خواهد کرد .

آدرس جدید وبلاگ خورشید حق : www.Rightsun1.blogfa.com

خواهشمندیم برادران ایمانی عزیز جهت اثبات اتحاد و همدلی وبلاگ خورشید حق را با آدرس جدید لینک بفرمایند.

پس از فیلتر شدن نا به حق  وبلاگ خورشید حق مطلبی به ایمیل وبلاگ ارسال شد که در زیر بدون هیچگونه کم و کاستی مرقوم نمودیم

 

به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست

((ای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده اند

از  سر بی حرمتی معروف, منکر کرده اند))

متاسفانه وبلاگ خورشید حق که  بدون هیچ جبهه گیری و یا هیچ موضعی به پرداخت مسائل مذهبی و رفع پاره ای شبهات که دوستان و جویندگان حقیقت به دنبالش بودند فیلتر شد , هر چه با ذهن خود کلنجار رفتم چیزی که باعث منع و انکار شود نیافتم واقعا که به قول حکیم سنایی بد روزگاری شده است وقتی که بسیاری از سایت های مستهجن و مسخره که جز اتلاف وقت چیزی عاید جوانان این مملکت نمیکنند و تنها زمان آنها را پر یا به قولی وقت پر کن شده اند به راحتی باز و آزادانه به فعالیت می پردازند تنها یک چیز را  در ذهن من روشنفکر تداعی میکند و آن این است ما خودمان میخواهیم جوانان به راهای نادرست و خلاف حرکت کنند این ایده ای است که خودمان برای خودمان طرح کردیم این جا دیگر هیچ حکومتی نیست که ما را منع کند از دین و به دیدن عکسهای بازیگران یا دانلود کردن آهنگ موبایل تشویق کند  این جا یک چیز است و آن این که جوان کنونی رو سوق دهیم به مستهجنهایی که خودمان آن را تدارک دیده ایم من یک تحصیل کرده هستم و می بینم کار این دوستان یک کار اساسی است به هیچ کس بی احترامی و تعدی نشده و یا عملی خلاف شرع و عرف انجام نشده اما متاسفانه با فیلترکردن اینگونه وبلاگها و سایتهای فرهنگی عملا آب به آسیاب دشمن میریزیم

دست آن کز قلم ظلم تهی است

پای آن کس, به حقیقت, قلم است

هر روز نمیشود با هر عنوان افراد مذهبی و دینی را تخطئه کرد یک روز خانه ی یک شخص فرهنگی به جرم برگزار کردن مجالس ذکر خدا تخریب میکنند و روز دیگر به جرم جوینده راه حق بودن باز داشت میکنند و . . . نمیدانم ما را چه شده از چه میترسیم از محبوبیت مردمان دینی  ما که خود مدعی حکومت دینی هستیم و پرچمدار شرع ...همه بر یک راهیم و یک هدف داریم  اما متاسفانه هم چون بختک به جان همدیگر افتادیم و سوهان روح هم شده ایم من نه درویشم نه اهل هیچ گروهی  که بخواهم طرفداری کسی را بکنم اما به حق ویران کردن خانه مردم و نشاندن انها بر آوار  از انسانیت به دور است چه برسد مسلمانی.

((مرد هشیار در این عهد کم است

ور کسی هست به دین متهم است))

نوشتن مطالب و نکته های مناسب شرع چه منافاتی با اسلام ناب محمدی دارد وای وای وای  برما که مدعی دین پیامبریم واسفا اگر توانستید این مطالب که در این سایت و دیگر سایتهای از این قبیل را با چشم دل و از روی بصیرت بخوانید  خواهید فهمید این مومنان واقعی کار ناحقی نکرده اند که مستحق چنین آزار هائی  باشند چشم دل میخواهد من همیشه ندای حق را در میان این نوشته ها که میشود گفت دل نوشته است نه نوشته صرف میبینم نوشته هایی که بوی خدا از آنها به مشام میرسد شما هم آن عینک های تردید و بدبینی را کنار نهید و کمی منصف باشید . . .

فرستنده مطلب : شباهنگ

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

4- اعتدال مذهبی شاه نعمت الله ولی

اعتدال مذهبی شاه نعمت الله ولی

«نصیحت:اسراف و امساک هر دو مذ مومند . افراط و تفریط ]هردو [ مردود]اند[. خیر الامور اوسطهاست، بیت :

در همه کار معتدل می باش *** تابع قول اهل دل می باش»1

از بررسی افکار و آثار شاه نعمت الله ولی تردید برجا نمی ماند که به طور کلی شاه نعمت الله تشیع و اعتقاد به دوستی چهارده معصوم را مخالف احترام به صحابه نمیداند.از جانب دیگر کاربرد دیگری از واژه سنی ارائه نموده و این کلمه را بر شیعه حقیقی اطلاق می نماید ; چرا که از سنت پیغمبر متابعت می کند و هواهای نفسانی و آرای باطله و تمایلات و تخیلات خود را به جای رفتار و کردار و گفتار رسول خدا (ص) سرمشق قرار نمیدهد . شاه نعمت الله ، پیروان و شیعیان حضرت علی (ع) را سنی حقیقی میخواند و از حضرت علی (ع) با لقب محیی السنه و الجماعه"(احیا کننده و زنده سازنده سنت رسول خدا و امت رسول) نام می برد. چنانچه در انتهای رساله نسبت خرقه می فرماید:

«... و او از امام الائمه محیی السنه و الجماعه سلطان الاولیاء و برهان الاصفیاء مظهر العجایب امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه الصلوه و السلام، و او از حضرت نقطه دایره ظهور احدیت و مرکز اظهار محیط و احدیت ، اول به معنی و آخر به صورت ، صدر صفه اصطفی ، محمد مصطفی (ص) ... و الحمد لله و المنته و صلی الله علی خیر خلقه محمد وآله اجمعین و سلم .»2

1-       رسائل حضرت سید نور الدین شاه نعمت الله ولی ، رساله نصیحت نامه ، ج 1 ، به سعی دکتر جواد نور بخش ، ص 386

2-       همان ، رساله نسبت خرقه ، ج 1 ، صص 5-174

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

سلطان ولد

 

سلطان ولد

 

بهاءالدين احمد، پسر مولانا جلاالدين بلخي (مولوي) معروف به سلطان ولد يا ابن عارف از عارفان اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري است.

سلطان ولد صاحب سجاده و خليفه پدر خود مولوي بود. علوم ظاهري و باطني را از وي اخذ کرد، از شمس الدين تبريزي که مرشد مولوي است و از پدر زن خود شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب، و از شيخ حسام الدين چلبي حسن بن محمد که به ترتيب خليفه مولوي بودند، فوائد بسياري راجع به فنون طريقت تحصيل نمود تا در عرفان بمقام بلند رسيد. پدرش مي گفت که آمدن من در دنيا بجهت ظهور تو بود و اين سخنان اقوال من ميباشد و تو فعل من هستي. عبدالرحمن جامي درباره سلطان ولد چنين آورده است: «وي سيد برهان الدين محقق و شيخ شمس الدين تبريزي را خدمتهاي شايسته کرده و با شيخ صلاح الدين که پدر خاتون وي بود، ارادت تمام داشت و پانزده سال چلبي حسام الدين را قائم مقام و خليفه پدر خود مي داشت و به سالهاي بسيار کلام والد خود را به لسان فصيح و بيان فصيح تقرير مي کرد. وي را مثنوي است بر وزن حديقه حکيم سنائي بسي از معارف و اسرار در آنجا درج کرده است، بارها خدمت مولانا وي را خطاب کردي: «انت اشبه الناس بي خلقا خلقا» و عظيم دوستش داشتي، گويند که بقلم سطبر بر ديوار مدرسه خود نوشته بود که بهاءالدين ما نيکبخت است و خوش زيست و خوش ميرود و الله اعلم. و گويند که روزي وي را نوازش ميفرمود و مي گفت: بهاءالدين! آمدن من باين عالم جهت ظهور تو بود اين همان سخنان قول منست و تو فعل مني.

روزي خدمت مولانا را گفت به دمشق رو بطلب مولانا شمس الدين و چندين سيم و زر با خود ببر و در کفش آن سلطان ريز و کفش مبارکش را طرف روم بگردان. چون به دمشق رسي در صالحيه جائي است مشهور، يکسره به آنجا رو که وي را آنجا يابي که با فرنگي پسري صاحب جمال شطرنج مي بازد. چون وي برد زر مي ستاند و چون آن پسر مي برد سيلي ميخورد؛ زنهار که انکاري نياري که آن پسر هم از اين طايفه است. اما خود را نمي داند، ميخواهد که وي را به وي شناسا گرداند. چون سلطان ولد به جانب دمشق رفت، مولانا شمس الدين را هم آنجا که نشان داده بود يافت که با آن پسر شطرنج مي باخت. با جماعت همراهان پيش وي سر نهادند و رقتها کردند، آن فرنگي پسر چون آن بديد، بزرگي وي را دانست، از بي ادبيهاي خود خجل شد سر برهنه کرد و ايمان آورد و به انصاف بايستاد. خواست که هر چه دارد به يغما دهد، مولانا شمس الدين نگذاشت، فرمود که بفرنگستان باز گرد و عزيزان آن ديار را مشرف گردان و قطب آن جماعت باش.

بعد از آن سلطان ولد زر و سيمي که آورده بود در کفش مولانا شمس الدين ريخت و کفش ويرا بطرف روم گردانيد و از زبان خدمت مولانا و ساير مخلصان روم استدعا کرد وي قبول فرمود. اسبي که داشت پيش کشيد، مولانا شمس سوار شد و سلطان ولد پياده در رکاب وي روان گشت. مولانا شمس الدين فرمود که بهاءالدين سوار شو! سر بر زمين نهاد و گفت: شاه سوار، و بنده سوار، اين هرگز روا نباشد. از دمشق تا قونيه در رکاب وي پياده غاشيه بر دوش رفت. چون به قونيه رسيد، مولانا شمس الدين خدمتهاي سلطان ولد را با مولانا تقرير ميکرد و ميگفت که من وي را چنين گفتم و وي جوابم چنين ميداد و بشاشت بسياري نمود؛ پس گفت: مرا از موهبت حق تعالي دو چيزست سر و سر، سر را در راه مولانا به اخلاص فدا کردم و سر را به بهاءالدين ولد بخشيدم. اگر بهاءالدين را عمر نوح بودي و همه را در اين راه صرف کردي آنش ميسر نشدي که در اين سفر از من به وي رسيد، اميد است که از شما نيز نصيبها يابد.»

موافق آنچه در شرح حال شمس تبريزي گفته شد، عاقبت به زعم بعضي شمس بدست علاءالدين محمد پسر ديگر مولوي کشته شد.

سلطان ولد علاوه بر پايان ششم مثنوي ديواني مرتب و منظومه اي به طرز مثنوي پدرش دارد و کتاب ديگري نيز تأليف کرده بنام "ولدنامه" که مشتمل بر شرح حال پدر و جدش ميباشد. وي بعد از وفات حسام الدين حسن بن محمد (متوفي به سال 684 هجري) که از اکابر اصحاب جلال الدين رومي و خليفه و جانشين وي در تمامي فنون طريقت خليفه همين حسام الدين شد ودر سال 712 هجري در قونيه وفات يافت و در جوار پدرش مدفون گرديد. سلطان ولد ذوقي عارفانه و قريحه اي شاعرانه داشت و به لغت و شعر ترکي نيز آشنا بود بهمين جهت وي يکي از عوامل انتشار ادبيات ايران در ترکيه و از بانيان ادبيات عثماني ميباشد و مثنوي هاي رباب نامه و ولدنامه او مدتها سرمشق ايشان بوده است. تولد او در شهر لارنده در روز 25 ربيع الثاني سال 623 هجري و مرگش در قونيه در روز دهم رجب سال 712 هجري اتفاق افتاده است.

بهاءالدين سلطان ولد در نظم و نثر فارسي مهارت داشته و مجالس و تقريرات و مشافهات پدر را در کتابي به نام "فيه مافيه" جمع کرده است. و کتابي خود در تصوف نوشته که به نام "معارف سلطان ولد" مشهور است. دفتر هفتم مثنوي را به خطا به او نسبت ميدهند. از منظومه هاي او سه مثنوي در دست است. يکي به نام "رباب نامه" در دو مجلد و ديگري به نام "ولدنامه" که در سال 690 هجري به پايان رسانيده است. ديوان اشعار وي شامل سيزده هزار بيت که در آن ولد تخلص نموده در دست است.

 

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

معرفی کتاب (طبقات الصوفیه)

کتاب "طبقات الصوفیه" (تقریرات خواجه عبدالله انصاری) با مقابله و تصحیح دکتر محمدسرور مولایی در 749 صفحه و شمارگان 2200 نسخه توسط نشر توس منتشر شد.

طبقات الصوفیه که حاصل جلسات تذکیر و ارشاد و تعلیم یکی از درخشانترین چهره های عرفان و تصوف "خواجه عبدالله انصاری" است بدون تردید یکی از امهات متون عرفانی به زبان فارسی به شمار می آید و چنان که از روش تدوین و محتوای کتاب برمی آید قصد پیر هرات از تقریر آن ارشاد و تعلیم مریدان بوده است نه تدوین و تألیف کتاب.

نه تنها از اشارات جامی در "نفحات الانس" بلکه از اشارات موجود در طبقات الصوفیه نیز برمی آید که یکی از کتابهایی که پیر هرات به هنگام تقریر احوال و اقوال مشایخ بدان نظر داشته طبقات الصوفیه شیخ عبدالرحمن سلمی نیشابوری (م 420 هجری) بوده است.

یکی از تفاوتهای عمده طبقات الصوفیه خواجه عبدالله با متنهای دیگر عرفانی - از جمله طبقات سلمی - این است که در این کتاب نه تنها احوال و اقوال مشایخ یاد شده است بلکه این حالات و گفته ها مورد نقد، تفسیر و تحلیل قرار گرفته و باریکیهای طریقت و احوال و مقامات طی این نقد و تفسیر و تحلیل به مریدان نموده شده و نظر و عقیده پیر هرات در این گونه موارد و درباره مسائل و موضوعات مهم عرفان و تصوف بیان شده است.

با آنکه طبقات الصوفیه در ظاهر آداب و ترتیبی دارد و گروهی از مشایخ در طبقه خویش قرار گرفته اند، در حقیقت این ترتیب و آداب ظاهری به هنگام بحث و درس عملا نادیده گرفته شده است، چنانچه ذکر نام یکی از مشایخ در یکی از طبقات گروهی از همنامان و همراهان او از طبقات دیگر را به دنبال می آورد و نقل گفته ای و بیان قولی انبوهی از گفته ها و اقوال مشابه دیگر را در پی دارد و چنانکه روش کار اوست با نقد و نظر و تحلیل و تفسیر و دریافتهای پیر هرات همراه می شود.

اهمیت طبقات الصوفیه از آن روست که آرا و عقاید و نظرات او را درباره مشایخ و مباحث اساسی عرفان و تصوف دربر دارد. شناخت بخشی از شخصیت عرفانی و قسمتی از اندیشه های او بدون مراجعه به طبقات الصوفیه ناممکن است. این اثر از آنجا که برخی ویژگیهای زبان "هروی قدیم" را دربر دارد از نظر تحقیق و پژوهش در تاریخ زبان فارسی نیز اهمیت دارد.

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

3 - نقل قول عامه در اثبات ظهور مهدی موعود (عج)

نقل قول عامه در اثبات ظهور مهدی موعود (عج)

روشن ترین نمونه نقل روایات اهل تسنن را در موضع ظهور حضرت مهدی(عج) مشاهده می توان کرد . شاه نعمت الله در اثبات اعتقاد شیعیان در مورد ظهور حضرت صاحب الزمان روایات موجود در این باب را از قول ابو هریره و ابو سعید الخدری و ... نقل نموده و روشن کرده که اعتقاد به ضرورت ظهور مهدی که از عترت رسول خدا (ص) و هم نام و هم شکل رسول خدا (ص) است و ماموریت او از میان بردن اختلافات مذهبی و خاموش کردن جدال های ناشی از آراء متفاوته مجتهدان در امور دینی از اعتقادات اسلامی است و اختصاص به تشیع ندارد و راویان سنی – که ضرورتا مورد قبول شیعیان نیستند – نیز آن را روایت کرده اند

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

13 رجب

هو

۱۲۱

 

 از کعبه حق بانگ جلی می آید                     آوای خوش لم یزلی می آید

 بشنو که سروش وحی حق میگوید               آغوش گشائید که علی می آید

وبلاگ خورشید حق فرخنده میلاد با سعادت حضرت مولی الموالی علی عالی اعلی را خدمت مولی معظم حضرت آقای حاج دکتر نور علی تابنده مجذوب علیشاه دامت برکاته و مشایخ بزرگوار ایشان و برادران ایمانی تبریک و تهنیت عرض مینماید.

 

این ۳ عکس زیبا به مناسبت ولادت مرد خدا در خانه خدا تقدیم به فقرای عزیز

 

 

 

 

 

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

2 - حفظ حرمت خلفای راشدین

حفظ حرمت خلفای راشدین

علی رغم عشق فراوان به چهارده معصوم و پیروی از مذهب تشیع ، شاه نعمت الله به واسطه وسعت مشرب خاص خود که از زاعقه تصوف و عرفان ایشان ناشی میشده است رعایت حرمت خلفای راشدین را نموده که این امر دلیلی بر عدم تعصب خام و نفی سختگیری بی جای مذهبی و نشانه وسعت مشرب و مداراگرائی و خشونت پرهیزی شاه نعمت الله ولی می باشد البته در آثار شاه نعمت الله اشاره به نام خلفای راشدین و بزرگان تسنن بسیار قلیل و اندک است . اما همه جا نامی اگر از آنها به میان آمده همراه با احترام بوده است به عنوان مثال :

الف-

چــهــار یــار رســـولند دوستان خــــدا              

                                به دوستی یکی،دوستدارشان هر چار1

یعنی خلفای راشدین (ابوبکر و عمر و عثمان و علی (ع) ) چهار تن از صحابه پیغمبر (ص) می باشند و به واسطه دوستی پیغمبر باید این چهار صحابی را دوست داشت

ب - «... از نبی بر چهار رکن نبوت که ابوبکر و عمر و عثمان و امیر المومنین علی (ع) است ...»2

ج- استناد به چند روایت از راویان سنی مذهب به شرح ذیل :

«عن عبدالله بن مسعود عن النبی (ص) قال : لو کنت متّخذا خلیلا لاتخذت ابابکر خلیلا و لکنه اخی و صاحبی و قد اتخذالله صاحبکم و صاحبی خلیلا ، بیت :

صدق صدیق باید ای صادق       

                         تا شوی عاشقی چنان لایق

و قال فی عمر : لو کان بعدی نبی لکان عمر الخطاب .

و عن انس قال: قال رسول الله (ص) : ابوبکر و عمر سیدا کهول اهل الجنه من الاولین و الاخرین ...

نعت یاران رسول فرموده   

                   جان مومن قبول فرموده

و عن طلحه بن عبدالله قال : قال رسول الله (ص) ، لکل نبی رفیق و رفیقی فی الجنته عثمان .

و عن سعد بن ابی و قاص قال : قال رسول الله (ص) ، انت منی بمنزلته هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.

و عن زید بن ارقم قال : قال رسول الله (ص) ، من کنت مولاه فعلی مولاه...»3

اگر صحت انتساب این نسخ خطی به شاه نعمت الله مورد تردید نباشد مندرجات آن قرینه ای است بر آن که شاه نعمت الله با استناد به روایات مختلفه اهل سنت و جماعت ضرورت احترام به خلفای راشدین را مورد توجه قرار میداده است .البته از جانب دیگر باید توجه داشت که به طور کلی شاه نعمت الله در ذکر احادیث و روایات فقط به نقل قول از راویان مورد قبول شیعیان اکتفا نکرده و در این کار عمد داشته است. وی در برخی موارد خاص تعدادی از احادیث نبوی را از قول راویان مورد قبول عامه ذکر نموده تا با استناد به قول خود اهل تسنن به اثبات ارکان تشیع پردازد. و این شیوه او از ظرافت بسیار زیادی بر خوردار است

1-        همان،غزل 852، ص 337

2-        رسائل شاه نعمت الله ولی ، به احتمام عبد الحسین ذوالریاستین ، مرداد 1311، مطبعه ارمغان ، ص90

3-        نسخه خطی شماره 4262 کتابخانه ملک مورخ به سال 1109 ه.ق و نسخه خطی شماره 1464 کتابخانه ملی مورخ به سال 1134 ه.ق و کتاب مسافرت های شاه نعمت الله ولی... ، تالیف دکتر حمید فرزام ، اصفهان،شهریور 1347، صص 59و 60 و حواشی آن (منقول از تحقیق در احوال و نقد آثار و افکار شاه نعمت الله ولی ، دکتر حمید فرزام ، انتشارات سروش 1374 ،صص 5 -594).

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

حضرت شاه نعمت الله ولی

تقدیم به آنان که نمیدانستند!!!!

قصد داریم در 10 پست کوتاه به اعتدال مذهبی و اثبات تشیع حضرت شاه نعمت الله ولیّ بپردازیم.

لیست موضوعاتی که در پست های بعدی به ترتیب قرار خواهیم داد:

1-وسعت مشرب و اعتدال مذهب شاه سید نعمت الله ولی

2-حفظ حرمت خلفای راشدین

3- نقل قول عامه در اثبات ظهور مهدی موعود (عج)

4-اعتدال مذهبی شاه نعمت الله

5-شیعه آری ; رافضی نه !

6-سیادت شاه نعمت الله و تشیّع وی

7-سنّت رسول خدا یعنی علم لدنی نه استنباطی

8-مذهب و اعتقاد دینی شاه نعمت الله ولی

9-تشیّع و تسنن از نظر اهل تصوف

10-دعوت به مذهب جامع

نویسنده مطالب ذکر شده جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش می باشند.

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

1- وسعت مشرب و اعتدال مذهب شاه سید نعمت الله ولی

دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدن                               

                                     دسـت دل در دامـن آل عـبـا بـایــد زدن

نـقـش حـب خـانـدان بر لوح جـان باید           

                                     مُهر مِـهـر حـیدری بر دل چو ما باید زدن

دم مزن با هر که او بیگانه باشد از علی                         

                                    گـر نفـس خواهـی زدن با آشـنا باد زدن 1

از مطالعه و پزوهش در آثار شاه نعمت الله ولی عشق بی پایان وی به اهل بیت و دوازده امام و ترغیب پیروان خویش به اعتصام به ولایت چهارده معصوم آشکار می گردد . شاه نعمت الله با بیان صریح مطالبی از این قبیل :

بی ولای آن ولی لاف از ولایت می زنی                         

                                    لـاف  را  بـایـد دانـی  از کـجـا  بـایـد زدن

مـا لـوایـی از ولـای آن ولـی افـراشـتیـم                  

                                    طـبـل در زیـر گـلـیـم آخـر چـرا باید زدن 2

به دو نکته اشاره اشاره می نمایند :

الف – کسانی که خود را پیرو مکتب تصوف و عرفان می شمارند به ولایت علی مرتضی متمسک و مستمسکند ، زیرا بدون ولای یعلی ولایت مفهوم و معنائی ندارد :

هر کسی را امام و راهبری است                             

                                   رهـبـر   جـان  مـا  عــلـی   ولـی 3

ب – آن که تا زمان شاه نعمت الله صوفیان حقیقی علی رغم ارادتی که به علی (ع) و چهارده معصوم داشتند ، از روی تقیه این مطلب را می پوشانند و برای نخستین بار شاه نعمت الله تصمیم به آشکار کردن این اصل محوری اعتقادات صوفیانه گرفت و پرچم ولایت علی را بر افراشت و دوران نواختن طبل در زیر گلیم یعنی تقیه و مخفی کردن اعتقادات قلبی را سپری دانست .شاه نعمت الله در آثار خویش اصرار بر این نکته دارد که تصوف بدون ولایت معنی ندارد و ولایت چیزی جز ارادت به چهارده معصوم نیست.

ســـــــید  اولیــــــا  عـــــــلی   ولـی                        

                       آن که عالم تن است و او جان است

گر چه من جان عالمش گفــتم              

                              غلطی گفته ام که جانان است

بی ولای عــلی  ولی نـشـوی                

                                گر تو را صد هزار برهان است

......................................          

                                  .....................................

واجب است انـــقیاد او بر مــا               

                               خدمت ما به قدر امکان است

دوســتی رســول و آل رسول              

                              نزد مـــومن کمال ایمان است

باطنا شمس و ظاهرا ماه است         

                             نور هر دو به خلق تابان است

رو رضای عـــــلی به دست آور         

                            گر تو را اشتیاق رضوان است 4

1-        دیوان شاه نعمت الله ولی ، با مقدمه سعید نفیسی ، انتشارات باران ، قصاید ، ص 27

2-        همان قصاید ، ص 28

3-        همان قصاید ، ص 33

4-        همان قصاید ، ص 5

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

علم و فرهنگ بازیچه سیاست - اختصاصی مجذوبان نور

مقدمه

پاسداری از نظام فکری جامعه و احترام به باورهای  فرهنگی و حفظ فضای اعتقادی حاکم بر مردم تا زمانی که مانع تضارب آراء و در نتیجه مانع رشد و کمال جامعه نشود قابل تقدیر است.  اما آنگاه که این مواظبت و پاسداری ایجاد تعصب کور مینماید و به باورهای نادرست رایج قداست می بخشد و گوش ها را از شنیدن وعقلها را از فهمیدن  باز میدارد  و یا به هراس می اندازد و کلام و فکر را در ترازوی قیاس و توهم ، حرام و حلال میکند و خرد را از فرد و جامعه میگیرد، نه تنها قابل تقدیر نیست بلکه می توان گفت این  مشی مروجان رکود و جمود است و روش و ابزار سیاست در تحکیم قدرت می باشد. اگر به عملکرد این جریان  به دقت توجه نماییم اثر انگشت غول سیاست و تنگ نظری را در تمامی حوزه های فکری و فرهنگی خواهیم دید و آن وقت است که" نظریه پردازی" و " شکوفایی و نوآوری" فراموش می شود و تفکر و عقل آدمی دچار انحطاط می گردد.  

برای نمونه اگر از متفکر بزرگ همچون مولانا تجلیل میشود نه از جهت افکار والای دینی و یا وسعت بینش وی در اصول دین است بلکه برای بهره برداری و استفاده سیاسی در خارج از مرزها ست زیرا بوضوح مشاهده میشود آن کسانی که در امور دینی صاحب عنوان ومقام می باشند مولانا و رهروان او را تکفیرو انکار میکنند . البته به لحاظ سیاسی این مخالفتهابریک  منطق و استدلال درست استوار است ،زیرالازمه پذیرش تفکر و مکتب مولانا نفی خرافات و سنتهای ایستا، دراعتقاداتیست که  مردم سالها بنام دین پذیرفته اند.و حاصل آن تبیعیت بی چون و چرای آنهاست.

ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط ذره های بی مقدار در تاريخ ::

مطالب قبلي

ای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده اند
4- اعتدال مذهبی شاه نعمت الله ولی
سلطان ولد
معرفی کتاب (طبقات الصوفیه)
3 - نقل قول عامه در اثبات ظهور مهدی موعود (عج)
13 رجب
2 - حفظ حرمت خلفای راشدین
حضرت شاه نعمت الله ولی
1- وسعت مشرب و اعتدال مذهب شاه سید نعمت الله ولی
علم و فرهنگ بازیچه سیاست - اختصاصی مجذوبان نور
13 رجب
دالان ارتباطی بین ما و شما عزیزان
تقدیم به فقرای عزیز
شب آرزوها
شيخ احمد غزالي طوسي
عکس های جدید از چرمهین
عرفان اسلامی
منحرفان از صراط مستقیم
عکس هائی از منزل شخصی جناب آقای جوادی در چرمهین اصفهان
عکس هایی از محل برگزاری مجالس فقری در چرمهین

منو مديريت

      

  پیغام مدیر :


جستجو



آرشيو
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387

 

دوستان




مزار سلطانی
تصوف ایران
مجذوبان نور
یاران مجذوبان نور
پایگاه هم اندیشی درویشان
اخبار سلسله نعمت اللهی سلطان علیشاهی
شبکه خبر درویشان
ذوالفقار حسینی
سیمرغ
صوفی
هدایت نامه
هوشمندی
نور تابان
و اما عشق
صلح کل
ایثارگران 121
بنیاد عرفان گنابادی
بیانات دکتر سید مصطفی آزمایش
فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه
حضرت آقای سلطان علیشاه طاب ثراه
حضرت آقای صالح علیشاه طاب ثراه
بناء تصوف
اخبار صوفیه
قانون و درویشان
قانون برای درویشان
سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی
با یاران




آمار وبلاگ

 

خبرنامه
با عضویت در خبرنامه از به روز رسانی وبلاگ مطلع خواهید شد





Powered by WebGozar

 


مسئولیت تمام مندرجات در این وبلاگ به عهده مدیران آن میباشد و هیچ گونه ارتباطی با بزرگان سلسله ندارد
کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجازمیباشد
All Rights Reserved 2008 © http://rightsun.blogfa.com